عبد الجليل قزوينى رازى
621
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
تقدير تا آن دروغ دگرباره در نحر مجبّرش بماند امّا بهرى فقهاء شيعت عند ضرورت « 1 » رخصت دادهاند كه چون بنى هاشم از اخماس ممنوع و محروم باشند به قدر حاجت زكات بديشان شايد دادن ؛ و محقّقان شيعه بر آن عمل نكنند ، و حديث خمس چنانست كه نوشته است و بيان كرده و شرح آن اين كتاب احتمال نكند دلالات از قرآن و اخبار و اجماع شيعت در كتب مسطورست ببايد ديدن و به خواندن تا شبهت زايل شود . آنگه گفته است : « فضيحت شصتم - بگفتهايم كه : رافضيان « 2 » به همه چيزى مشابهت دارند بجهودان ؛ خداى تعالى منّ و سلوى مىفرستاد جهودان ببدل آن سير و پياز مىخواستند ، خداى تعالى مىگفت : بدتر مىخواهيد و بهتر ردّ مىكنيد ؟ آنگه گفت : ضربت عليهم الذّلّة و المسكنة « 3 » كار رافضى « 4 » همچنين است همواره مذلّت مىكشند و لعنت و دشنام مىشنوند و به گوش نمىزنند « 5 » و همه را هم « 6 » درويشى باشد و از كمتر خربندهاى بترسند و گويند : رسول خدا درويش بوده است ، و على همه روزه گرسنه بودى و قدرى پستجو « 7 » خوردى ، و فاطمه را چادر پشمين بود چند جايگاه برگ « 8 » خرما بردوخته « 9 » همه دروغ گويند اگرچه باوّل چيزى نداشتند امّا خداى تعالى دنيا بطفيل آخرت در بر ايشان نهاد و در دنيا زهد اختيار كردند و از وجه حلال خوردند ، و صلتها و عطاهاى بسيار دادند ، و چاكران و بندگان داشتند كه همه بسيم بتوان داشتن » . اما جواب اين كلمات بشرح آنست كه گفته است : « بگفتيم « 10 » » چون بگفت و برفت
--> ( 1 ) - ن : « عند الضرورة » درست و باسلوب صحيح عربى ؛ و در غير آن : « عند ضرورت » چنان كه در متن است ، و اين استعمال در اين قبيل موارد در كتب قديمه مانند « النقض » و تفسير ابو الفتوح ( ره ) و نظاير آنها بطور وفور به كار رفته و مرسوم آن زمان بوده است و براى تحقيق در آن رجوع شود بتعليقهء 221 . ( 2 ) - ح د : « رافضى » . ( 3 ) - از آيهء 61 سورهء مباركهء بقره . ( 4 ) - مراد از « رافضى » چون جنس است از اين روى فعلها را جمع آورده است . ( 5 ) - ح د : « و دشنام ميشنود و به گوش نميبرد » ( و افعال ساير جملهها را نيز مفرد آورده است ) . ( 6 ) - ع م : « همه » ن ب ح د : « همت » . ( 7 ) - م ن : « پوست » ح : « بست » ( با باء عربى كه باء بيك نقطه باشد ) و « پست » ( بكسر باء فارسى و سكون سين و بتاء در آخر ) بمعنى « سويق » است . ( 8 ) - ح : « ببرگ » . ( 9 ) - ح د : « دوخته بود » . ( 10 ) - ن : « بگفتم » .